تبليغاتX
کوچ

چهارشنبه سی ام آبان 1386

بعد ازسپری شدن روزهای بسیاراز آخرین مطلب، باز فرصتی و دل و دماغی پیدا کردم تا ساعتی را صرف وبلاگ کنم. خیلی از روزها وسوسه می شدم که پست جدیدی بنویسم، موضوعات و حوادث بسیاری بود که هرکدامشان بهانه خوبی بودند برای نوشتن ولی غیر از اینها دل و دماغ هم عناصر مهمی در عرصه وبلاگ نویسی بحساب می آیند که اگر نباشند پست جدیدی هم نوشته نمی شود.

این روزها که مشکلات روزمره از گذشته هم فزونتر شده بسختی می توان نوشت. چندی پیش می خواستم به بهانه 13 آبان مطلبی در مورد بچه های انجمنی بنویسم که نشد، باز هم چند روز پیش می خواستم در مورد روابط تاریخی ایران و آلمان بنویسم که همان بحث دل و دماغ پیش آمد...

امشب شبکه 3 سیمای ملی!!! ویژه برنامه ای برای گُل روی برادر کمونیست(بهتره بگیم عدالت محور مهرورز ) هوگو چاوس پخش نمود. طبق معمول برادر کمونیست با آن لباس سرخش لفاظی می کرد و دوبلورهای ماهر ایرانی هم حس و هوای لفاظی های ایرانی جماعت را بر صدای نازنین چاوس اضافه نمودند و فیلم کامل شد.

حقیقتاً مطلبم نمیاد همین را هم بزحمت نوشتم. ولی در روزهای آتی می خواهم مطلبی در مورد انجمن بنویسم و البته پاییز را هم فراموش نکرده ام، حتماً در مورد پاییز می نویسم.

لینک جدیدی که در قسمت روزانه گذاشته ام را حتماً پیگیری کنید، خاطره ای از یک خلبان بازنشسته نیروی هوایی، تعقیب کردن یک شی ناشناس در 31 سال پیش بر فراز تهران...

نوشته شده توسط سهیل در 0:9 |  لینک ثابت   •