تبليغاتX
کوچ

شنبه بیست و دوم دی 1386

این روزهای سرد زمستانی و در این یک هفته تعطیلی سراسری، سرگرمی نبود جز کتب دانشگاهی و اینترنت و برنامه های صدا و سیمای ملی.

در اخبار آمده که فعالان سیاسی باید مرزهای خود را با امریکا نمایان کنند، یا ایرانیِ، اسلامیِ، ضد امپریالیسمِ، یه کم ضد کمونیست(چرایی این امر به روابط حسنه ایران با دولت های کمونیست بر می گردد.) ،ذوب در ولایتِ، هسته ای محورِ، ضد هلوکاستِ ،همیشه در صحنه و حامی طرح امنیت اجتماعی باشند، یا امریکاییِ، نجسِ ،جهانخوارِ ،ضد ولایت فقیهِ، ضد انرژی هسته ایِ، صهیونیستِ، هلوکاست محورِ، شناسنامه مهر نخورده یِ، مخالف طرح امنیت اجتماعی باشند.

در این راستا این حقیر بعنوان یک وبلاگ نویس غیر حرفه ای که هر از چندگاهی از کله مبارکمان رایحه خوش قرمه سبزی به مشام دوستان می رسد،هم مواضع خود را اعلام می کنم.

ایرانی هستم، اسلامی(*)،ضد امپریالیسم هستم(دوستان از این عبارت اینگونه برداشت نکنند که چپ رفتم.)، ضد کمونیست نیستم ولی چندان هم از دارو دسته چپ ها خوشم نمی آد، ذوب در ولایت(*)، بخاطر حادثه انفجار نیروگاه هسته ای چرنوبیل از این مواد هسته ای صلح آمیز هم خوشم نمی آد(البته کاملاً این دستاوردها را نفی نمی کنم)، ضد هلو کاست نیستم ولی صهیونیست هم نیستم، غیر از مجلس هفتم در بقیه انتخابات شرکت کرده ام، امنیت اجتماعی هم که گفتن نداره...

توضیح: موارد ستاره دار مصداق بارز تفتیش عقاید از خودم می باشند به همین دلیل از پاسخ گویی این سؤالات به خودم، خودداری می نمایم.

چند خطی هم در مورد این سرما و برف و فلج شدن کشور بنویسم. در شمال دریای مازندران، دریایی که ایران 39 درصد سهم قانونی خود را با حاتم بخشی دولتمردان، به هیچ معامله کرد، بزرگترین و پهناورترین کشور دنیا قرار دارد، کشوری که از اواسط اکتبر تا اواسط مارچ سراسر برف و سرماست، کشوری که سرمای 50 درجه زیر صفر برایش یک دمای معمول دوره زمستانی اش بحساب می آید. ولی تا بحال شنیده اید که برای اینهمه سرمای طاقت فرسا و کولاک شدید، این کشور یعنی روسیه، بمدت یک هفته فلج شود؟

 فراموش نکنیم که این کشور موجودیت خود را مدیون این سرمای طاقت فرسا می داند. سرمایی که نه ناپلئون فرانسوی از پس آن برآمد و نه هیتلر آلمانی، جالب اینکه کارایی ملت روس در زمستانهای طاقت فرسای کشورشان در مبارزه با دشمنان تا دندان مسلحشان نه تنها کاهش نمی یافت، بلکه بطور شگفت انگیزی دو چندان می شد. کشوری که در عصر ناپلئون بصورت فئودالی اداره می شد و در عصر هیتلر بصورت سوسیالیستی. در هر دو دوره هم دیکتاتوری، ضعف مدیریت و فقر شدید گریبانگیر این کشور بود، ولی هیچکدام از این عوامل توجیحی نبودند برای عبور موفقیت آمیز این ملت از بحران.

اما داستان ما جور دیگری ست. کشوری که تا سال 1404 می خواهد قدرت اول منطقه شود، کشوری که به فناوری هسته ای اش افتخار می کند، کشوری که می خواهد در برابر سد تحریمها مقاومت کند و شعار جنگ جنگ تا پیروزی می دهد، حال با سرما و مقداری بارش البته پیش بینی شده، فلج می شود، راههای مواصلاتی بسته، خیابانها یخ زده،دانشگاه ها تعطیل، ادارات تعطیل، گاز مصرفی منازل قطع و بمدت یک هفته و حتی بیشتر، رکود کامل بر امور جاری مملکت حکم فرما شده و چرخ اقتصاد روبه رشد(لطفاً در این قسمت از گفتن یک ماشأالله دریغ نورزید، تا احتمالاً اقتصادمان چشم نخورد) متوقف میشود، البته ناگفته نماند انرژی هسته ای مان همچنان، به کوری چشم دشمنان، به پیش می تازد.
نوشته شده توسط سهیل در 22:48 |  لینک ثابت   •