تبليغاتX
کوچ

چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387

امشب بارون میاد. فصل بهار و دومین بارون توی دومین ماهش خیلی خیلی سخته. خدا به همه ما رحم کنه. فقط همین خشکسالی رو کم داریم.

وانگهی، بعد از 2 ماه دوباره تونستم زیر بارون قدم بزنم. توی کوچه، توی حیاط، زیر بارون، عطر بارون و برگهای تازه درختان و صدای نم نم بارون...

وای که چه زیباست. عادت دارم همیشه سرم رو روبه آسمون کنم و زیر لب دعا بخونم. از خودم بگو و از مینا.

از آمرزیدن نوع بشر بگم و از بارون رحمت الهی.

خدایا؛ ما مردم کم طاقتی هستیم و تحمل اینهمه سختی یکجا رو نداریم.

فقر و تهدید و تحریم و سرکوب.... حالا هم خشکسالی.

خدایا این مردمی که همیشه در دشمنی با خودشون و پروردگارشون از همدیگه سبقت می گیرن رو به خودشون ببخش.

ما تحمل این همه سختی رو نداریم، بارون رحمتت رو از ما دریغ نکن.

الهی آمین...

نوشته شده توسط سهیل در 23:20 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387

آغاز امسال برایم نشانگر آن بود که سال پیش رو، سالی لبریز از خیر و برکت خواهد بود.(انشاء الله) با این که در تعطیلات نوروزی در کنار خانواده نبوده و این ایام را به استراحت نپرداختم ولی از تمامی لحظاتش لذت بردم.

فردا 6 اردیبهشت ماه وارد هفتمین سال آشنایی ام با مینا می شوم.

 هفت... یکی از اعداد مقدس تمامی ادیان و تمدن ها. امید فراوان دارم که در این هفتمین سال، بتوانم مقدمات زندگی در کنار یکدیگر را فراهم کنم.

این روزها نگرانی زیادی را در وجودم احساس می کنم. ترس و نگرانی از آینده این سرزمین...

نگرانی و دلواپسی نسبت به دوستان انجمنی، دانشگاه و آینده این دوستان.

قرار بر این است که در وبلاگ شخصی ام از ذکر این گونه مسایل خودداری کنم، چون ممکن است مورد سوء استفاده نا محرمان قرار گیرد. تنها و تنها به خاطرنشان نمودن این نکته بسنده می کنم که نسبت به آینده انجمن اسلامی و دوستان و یاران فعال در این تشکل، احساس نگرانی شدید می کنم.

معتقدم هر تشکل سیاسی (ولو اینکه آن تشکل دانشجویی باشد) به یک دوره انزوای ظاهری، برای بازپروری نیروها و تبیین راهبردهای جدید، دارد. این شعار را بارها بر در و دیوار دانشگاه نوشته ایم که خاموشی تقوای ما نیست،_من هم نگفتم دوران سکوت محض؛ بلکه سکون و سکوت در ظاهر و پویایی در درون_ ولی بیایید کمی عقلانی تر بیاندیشیم. بیاندیشیم که دانشجویان فعال انجمنی همانگونه که نامشان بر می آید، در وهله اول دانشجو هستند و بعد از آن یک فعال سیاسی. اینکه همه چیزشان یعنی هویت آکادمیک شان را تنها و تنها فدای فعالیت سیاسی نمایند، برای من بهیچ وجه قابل قبول نیست. خواهش می کنم که به من نگویید مانند پیر مردها نصیحت می کنم. من همان انجمنی هستم که سالهای گذشته بودم. همانگونه به ابعاد دیگر فعالیت دانشجویی ام می اندیشم که قبل تر می اندیشیدم، پس گذر زمان مرا محافظه کار نکرده، کما اینکه اگر فرصتی دست بدهد و اوضاع زندگی ام به ثبات لازم برسد، باز هم با تمام وجود و علاقه در انجمن اسلامی دانشجویان به فعالیت می پردازم. اینکه می بینم برخی از دوستان تمامی فکر و زندگی خود (البته در این میان برخی به ناچار و برای حفظ تشکیلات)  را برای انجمن و فعالیت سیاسی گذاشته اند و دیگر جنبه های زندگی را از یاد برده اند، افسوس می خورم...

ما چریک نیستیم...

این مطالب تنها وتنها نظرات شخصی من(بعنوان یک فعال دانشجویی) است، من نه جامعه شناس هستم و نه مطالعات کافی در مورد علوم اجتماعی و تحلیل جامعه سیاسی داشته ام.

به امید روزی که تمامی ایرانیان افراط و تفریط را از یاد ببرند...

نوشته شده توسط سهیل در 23:34 |  لینک ثابت   •