تبليغاتX
کوچ

دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387

بر سر دوراهی سرنوشت مانده ام.

هر دو مسیر سخت و سنگلاخ است. هیچکدام به هیچ کدام برتری ندارد. هر دو مسیر طولانی و پر پیچ و خم است. ولی هر دو مسیر به یک هدف منتهی می شود، زندگی...

شاید فردا، شاید دو روز دیگر و شاید هم ۱۰ روز دیگر...

ولی نه، درنگ جایز نیست. روزها چون آذرخش بر صفحه روزگار می آیند و می گذرند و تنها در این گذر ایام حسرت بر دل می ماند و حسرت.

شاید فردا راهم را برگزیدم. هردو راه سخت است ولی همیشه خدا هست...

راستی امشب بعد از مدتها به وبلاگ نوید سر زدم و مطالب جدیدش را دیدم. از اینکه باز می بینم  نوید می نویسد خیلی خوشحال هستم.

نوشته شده توسط سهیل در 0:29 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ششم مرداد 1387

هفته گذشته چند روزي تهران بودم. همه آن چيزي كه به سوغات آوردم گرما بود و خستگي.

خيابان انقلاب و كتابفروشي هايش!

ديوانه كننده ست بخصوص براي من كه عاشق كتاب هستم...

افسوس كه تنها مجاز بودم منابع كنكور ارشد را بگيرم ولي باز هم در آن اثنا از خريد كتابهاي مورد علاقه ام خودداري نكردم.

حقيقتاً قيمت كمر شكن كتاب فراتر از تمامي عشق و علاقه مان به كتاب و كتاب خواني ست.

بدنبال راه اندازي وب سايت هستم، البته اين وب سايت نه سياسي بحساب مي آيد و نه اجتماعي. تنها نكته انجمني بودنش همان طراح آن(يحيي) و مدير آن(من) است. وقت زيادي از من مي گيرد بخصوص اينكه قرار است به سه زبان (پارسي ، انگليسي و آلماني) نوشته شود. درسهاي خودم، كنكور ارشد، زبان آلماني، مطالعات مورد علاقه ام و همچنين كار براي گذران زندگي  همه و همه يكجا روي هم بر سرم ريخته اند. پس ديگر انتظار نداشته باشيد ماهي يكبار هم سري به وبلاگ قديمي و دوست داشتني و خاطره انگيزم بزنم.

اين مطالبي را هم كه مي بينيد تنها از روي دلتنگي و براي دل خودم مي نويسم، كاش باز مجالي بود براي نوشتن و نوشتن.

به فكر رفتن از اين ديار ماتم زده هستم. شايد امسال و يا سال بعد. که می داند  شايد هم براي هميشه ماندگار شدم. همه چيز بر دايره تقدير نوشته شده بايد انتظار كشيد كه سرنوشت ما چگونه رقم خواهد خورد. هر چه باشد به خير و بركت باشد...

امروز در كلاس آلماني به عنوان تكليف كلاس با يازده كلمه شعري نوشتم كه مورد پسند استاد و همكلاسي هايم واقع شد. هم آلماني و هم انگليسي اش را مي نويسم. اين شعر را براي بهترينم؛ مينا نوشتم.

Eine Liebesgeschichte

Für meine Verlobte

Ich überreiche ihn ihr

Wie Romantisch!

 

A Lovestory

For my fiance'e

I present it to her

How Romantic is that!

بياد تمامي لحظات دوست داشتن...

نوشته شده توسط سهیل در 0:2 |  لینک ثابت   •