دانشجوی سال آخررشته مترجمی زبان انگلیسی هستم(البته بر روی کاغذ؛ یعنی کمتر از 9 ترم درسم را به پایان نخواهم رساند). زبان آلمانی را دوست دارم و چندی ست شروع بیادگیری این زبان دوست داشتنی کرده ام. رشته های زبانشناسی و زبانهای باستانی از رشته های مورد علاقه ام هستند و اگر فرصتی باشد قصد دارم در مقطع ارشد هم ادامه تحصیل بدهم ولی از ذکر نام رشته معذورم(بدلایل امنیتی)... تنها یار و یاور زندگی ام میناست و هر چه دارم از اوست. پاییز را خیلی دوست دارم، صدای قدم زدن بر روی برگهای زرد و سرخ پاییزی برایم دلنوازترین صداست و رایحه ناشی از سوختن آن برگها را دیوانه وار دوست دارم. اردیبهشت بهترین و خاطره انگیز ترین ماه تمامی سالهای زندگی ام است. از زمانیکه دانشجو شدم(یعنی از مهر 83) تا روز آخر موجودیت رسمی انجمن اسلامی (در دی ماه 85) در آن به فعالیت پرداختم و از آن به بعد هم هیچگاه بطور کامل از انجمنی ها نبریدم. بهترین دوستانم را هم در انجمن اسلامی پیدا کردم. اولین بار هم با تشویق این دوستان به وبلاگ نویسی روی آوردم. اولین پست خود را در مرداد ماه سال 85 نوشتم و از آن روز تا کنون بی وقفه نوشته ام هرچند در بعضی اوقات فواصل زمانی مطالبم به یک ماه هم می رسید. سعی می کنم در مطالبم خط قرمزها را رعایت کنم . این را بحساب محافظه کاری ام(البته از نوع خانواده دوستی آن) بگذارید. از الان این را بگویم و خیال همه را راحت کنم. اهل براندازی نرم و دموکراسی خارجی نیستم و از جماعت مخملی هم خوشم نمی آید.