کوچ
هر روز اندکی مردن، و گاه بسیار مردن، برای اینکه زنده باشیم...
دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387
بر سر دوراهی سرنوشت مانده ام.
هر دو مسیر سخت و سنگلاخ است. هیچکدام به هیچ کدام برتری ندارد. هر دو مسیر طولانی و پر پیچ و خم است. ولی هر دو مسیر به یک هدف منتهی می شود، زندگی...
شاید فردا، شاید دو روز دیگر و شاید هم ۱۰ روز دیگر...
ولی نه، درنگ جایز نیست. روزها چون آذرخش بر صفحه روزگار می آیند و می گذرند و تنها در این گذر ایام حسرت بر دل می ماند و حسرت.
شاید فردا راهم را برگزیدم. هردو راه سخت است ولی همیشه خدا هست...
راستی امشب بعد از مدتها به وبلاگ نوید سر زدم و مطالب جدیدش را دیدم. از اینکه باز می بینم نوید می نویسد خیلی خوشحال هستم.
نوشته شده توسط سهیل
در 0:29 | لینک ثابت
•
